آبی اما گرم

Friday، September 23، 2011

امروز روز اول مهر ماه است

آرام آرام می فهمیدم که چطور داشتم خودم را به باد می دادم ...هزینه ای که داشتم برای چیزی میدادم که اصلا از اساس آن را اشتباه فهمیده بودم ...نشستم ..کیفم را گذاشتم ...حرف ها را در حالی که جسمم پس می زد و روحم فرار می کرد تا ته شنیدم ...اینبار اما هیچ چیز نگفتم ...بلند شدم و آرام رفتم ...و رفتم

0 نظر:

ارسال يک نظر

اشتراک در نظرات پيام [Atom]



<< صفحه اصلی