شنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۸۵

سرد کثیف نمی کند اما.....ا

سرد بود که آمد
شاید هم او آنقدر سرد آمد
سرد خندید
(سرد بوسید(اصلا یادم نمی آید که بوسیده باشدم شاید چون آنقدر سرد .....شاید
سرد نشت
و سرد خورد.... سرد سرد
اما رنگی
زرد ...قرمز ...نارنجی .. قهوه ای
سفید ...سرد ...سرگردان
چشمهایش درشت و سرد نگاهم کرد
سیاهه سیاه
دلم گرفت
سفیده سفید
چشمهایم را می بندم اما در خانه ام همیشه بروی تو باز است
رنگیه رنگی
اگر آمدی سرمایت را پشت در درآر
سرد کثیف نمی کند اما
ویران ..چرا

هیچ نظری موجود نیست: