ومن عروس خوشه هاي اقاقي شدم ......
سهشنبه، آبان ۰۸، ۱۳۸۶
جمعه، آبان ۰۴، ۱۳۸۶
سهشنبه، مهر ۲۴، ۱۳۸۶
یکشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۶
یکشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۸۶
برای گل اقاقیِ کم تحمل ِ وحشی
مرا چشميست خون افشان، ز دست آن کمان ابرو
جهان پر فتنه خواهد شد از اين چشم و از آن ابرو
غلام چشم آن ترکم که در خواب ِ خوش مستي
نگارين گلشنش روی است و مشکين سايبان ابرو
تو کافردل ، نمي بندی نقاب زلف و مي ترسم
که محرابم بگرداند خم آن دلستــــــــــــــــــــان ابرو
اگر چه مرغ ِ زيرک بود حافظ در هواداری
به تير غمزه صيدش کرد چشم آن کمـــــــــان ابرو
جمعه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۶
کلاژ
(بشور.....لِرد و لجن هفته ها و ماه ها و سالهايم را بساب )
حد اقل ِ شو بهم بگو
من قطع نمی کنم
وقتی که اعتماد من از تار های نگاه ِ تو آویزان بود
من قطع نمی کنم
وقتی که اعتماد من از تار های نگاه ِ تو آویزان بود
(برو ...بخواب ....تمام خيا لها یم را بخواب )
ديدی کم آووردی
من ؟!!!!نه کی ؟
من ؟!!!!نه کی ؟
نتونستی جواب ِ " زير رگبار ترانه ....." رو بدی
نه ....من هيچوقت کم نمی آرم
و سر انجام تو در فنجانی چای فرو خواهی رفت
نه ....من هيچوقت کم نمی آرم
و سر انجام تو در فنجانی چای فرو خواهی رفت
(بزن ....پنبه همه روزهای روشن و خاموش را بزن )
بچه تو چته ؟
هيچي دکتر گفت شايد دستای يک کسی آلوده بوده
ما یکدگر را با نفسهامان آلوده می سازیم ....آلوده ئ تقوای خوشبختی
ما یکدگر را با نفسهامان آلوده می سازیم ....آلوده ئ تقوای خوشبختی
اشتراک در:
پستها (Atom)