یکشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۵

Not Even a Word More

از هر چه دورتر نزدیک
از هر چه نزدیکتر دور
تازیانه بیرحم باران بر لطافت تن مهتاب
به گٌل نشسته ام.... که تو... اینچنین به گِل
…….
بیقرارٍ لمس بکارت بهار
نفس نیامده می رود از سینه آفتاب
رطوبت گیج باران نشسته بر گلهای وحشی پریشان
پرشده ام ازپرواز ... کوچ .... که تو اینچنین پر پر
…….
هیچ از همه ً من
همه از هیچ ِ تو
سالهای زیستن من در تو
ثانیه های مرگ تو در من
سکوت ... سکوت ... ته نشین نقره ماه در مه و آفتاب

.................
لب َپر موسيقي از آن سر انگشت ها ي سيال
زيبايي ريخته بر آن گوشه گمشده
شفاف شعر در آن سراسرِ پنهان
گردنه حيران
.........
برای زنده ماندن
ماندن
ماندن
دیگر یک کلمه هم نخواهم گفت

شنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۸۵

من كه بدون اين آقا تو نمي رم

گاهي وقتي از شدت فشار و تنگي اين دنيا دارم خفه مي شم دلم برات بد تنگ ميشه
اما موقع هايي كه دارم از شدت زندگي و خوشحالي منفجر ميشم دلم برات بدتر تنگ ميشه
اين دو خط داستان دلتنگيه منه براي .......بارون
بارون
بارون
بارون
ديشب دلم مي خواست داد بزنم
بسه ديگه
يا بيا
يا منو..........آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ

شنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۵

هست یا نیست؟

یکشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۵

.....

به اين حسي كه من الان دارم ميگن خفه خون مرگ
(خفقان مرگ)

يكي از روزهاي پاييزي ..زير رگبار و تازيانه باد

ريشه هايم ز خاك بيرون است
ريشه هايم ز خاك بيرون است
ريشه هايم ز خاك بيرون است
ريشه هايم ز خاك بيرون است
ريشه هايم ز خاك بيرون است
ريشه هايم ز خاك بيرون است
ريشه هايم ز خاك بيرون است
ريشه هايم ز خاك بيرون است
ريشه هايم ز خاك بيرون است
ريشه هايم ز خاك بيرون است
ريشه هايم ز خاك بيرون است
چند روزي مرا تحمل كن

بي او ....بي او... بي منٍ او

نه كه نوازش مذاب آن دستها را نخواستم
نه كه آوار آهسته دوستت دارم را
نه كه آرام ان عبور را نخواستم
نه كه آرامش گنجشك كوچكي روي شاخه هاي آن تن امن را
نه كه زمين لرزه هاي مدام هستي را نخواستم
نه كه آن لحظه هاي نيستي بعد از لمس بينهايت را
نه كه دراز كشيدن روي آن خاكستر هاي گرم را نخواستم
نه كه غرق شدن توي تلخ تنهايي يك مرد را
اگر مي روم .....خودم را
بي منٍ او
بي او
بي او
بي او
نخواستم

دوشنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۵

يك جمله ام را .............

آمدنم را بنویس ، ماندنم را نه
آتشت را بنویس ، گیسوانم را نه
خواهشت را بنویس، نهایتم را نه
نوازشت را بنویس، توحشم را نه
بارانت را بنویس ،عطر تر تنم را نه
نفسهایت را بنویس ، بند آمدنم را نه
بوسه هایت را بنویس ، تن زدنم را نه
گوشه هایت را بنویس ، خط زدنم را نه
سراسرم را بنویس ، یک جمله ام را ...... اما......... نه